ترجمه عباس میلانی

کتاب مُرشد و مارگریتا

کدخبر : 6762 

“مُرشد و مارگاریتا” رمانی روسی نوشته “میخائیل بولگاکف” است. به باور بسیاری این اثر در شمار بزرگترین آثار ادبیات روسیه (شوروی) در قرن بیستم است.

نام کتاب: مرشد و مارگریتا                                                                                                                    

نویسنده: میخائیل بولگاکف

مترجم: عباس میلانی

موضوع: رمان

ناشر: نشر نو

قطع: رقعی

تعداد صفحات: ۴۴۴ صفحه

نوبت چاپ: دهم/ ۱۳۸۹

قیمت: ۹۰۰۰ تومان

مُرشد و مارگاریتا” رمانی روسی نوشته “میخائیل بولگاکف” است. به باور بسیاری این اثر در شمار بزرگترین آثار ادبیات روسیه (شوروی) در قرن بیستم است.

 بولگاکف نوشتن این رمان را در سال ۱۹۲۸ آغاز کرد و اولین نسخه خطی آن را دو سال بعد به دست خود آتش زد. دلیل این کار احتمالا نا امیدی به دلیل شرایط خفقان آور آن زمان اتحاد جماهیر شوروی بوده است. در سال ۱۹۳۱ بولگاکف دوباره کار بر روی این رمان را آغاز کرد و پیش نویس دوم در سال ۱۹۳۵ به پایان رسید. کار بر روی سومین پیش نویس نیز در سال ۱۹۳۷ به پایان رسید و بولگاکف با کمک گرفتن از همسرش به دلیل بیماری کار بر روی نسخه چهارم پیش نویس را تا چهار هفته پیش از مرگش در سال ۱۹۴۰ ادامه داد.

“مرشد و مارگاریتا” در نهایت در سال ۱۹۴۱ توسط همسر بولگاکف به پایان رسید اما در زمان استالین اجازه چاپ به این اثر داده نشد و سرانجام در سال ۱۹۶۵ با حذف ۲۵ صفحه و تغییر برخی نامها و مکانهای ذکر شده، در تیراژ محدودی به چاپ رسید که با استقبال شدید مردم مواجه شد. نسخه های آن یک شبه به فروش رفت و کتاب با قیمتی نزدیک به صد برابر قیمت روی جلد به کالایی در بازار سیاه تبدیل شد.

طولی نکشید که متن کامل و سانسور شده “مرشد و مارگریتا” به بسیاری از زبانهای زنده دنیا ترجمه شد و حیرت و تحسین منتقدین را برانگیخت؛ صدها رساله و کتاب و مقاله در باب جوانب گوناگون مرشد و مارگریتا چاپ شد و حتی منتقدین رسمی شوروی هم بالاخره به ارج و اهمیت بولگاکف اعتراف کردند و مقالاتی در نقد و ستایش مرشد و مارگریتا و دیگر آثار او نوشتند. یکی از محققین آمریکایی، لیستی از کتب و مقالاتی که درباره بولگاکف به زبان انگلیسی نوشته شده گرد آورده است. در این لیست، ۱۱۰۰ کتاب و مقاله ذکر شده که از این میان، بیش از صد کتاب و مقاله تنها در نقد “مرشد و مارگریتا” است.

رمان از سه داستان مختلف تشکیل شده که گاه به گاه درهم تنیده می‌شوند و بالاخره در پایان کتاب، به وحدتی ارگانیک می‌رسند. در این رمان، موازی با داستان ورود شیطان به مسکو با دو داستان دیگر، یکی داستان عشق مرشد و مارگریتا و دیگری داستان به صلیب کشیدن حضرت مسیح به حکم حاکم شهر اورشلیم، پونتیوس پیلاطس، همراه می شویم.

قسمتی از دیالوگ های ماندگار کتاب: یک شاعر روس (خطاب به پرفسوری که بعدها می فهمیم شیطان است) : «آلمانی هستی؟» «من؟» پرفسور لحظه ای تامل کرد «فکر کنم آلمانی باشم. بله» شاعر اضافه کرد: «روسی را عالی صحبت می کنید.» پرفسور جواب داد: «بله. من کم و بیش یک آدم چند زبانه هستم؛ زبان های زیادی می دانم.»

مربوطه به : آخرین عناوینقاصدک

کلمات کلیدی: ,

RSS