آقای مهندس اموات، کی مدیرعامله؟!/عکاس مسلمان

کدخبر : 927 

سید شهاب الدین حسینی نویسند وبلاگ عکاس مسلمان نقدی نسبت به آقای بوترابی و فروش سایت پرشین بلاگ داشته و اینچنین نوشته است :

بسم الله.

مهدی بوترابی مدیر پرشین بلاگ

تصویر بالا، تصویر آقای مهندس امواته! نمیدونم میشناسین یا نه؟ این جمله رو اولین باری که مهدی بوترابی “مدیرعامل شرکت آریاگستر و پرشین بلاگ” در سال هشتاد و چهار دیدم خودش به من گفت، گفت که مهندس امواتم؛ گفتم یعنی- حرفم تموم نشده بود که گفت کارشناس ارشد تاریخم. اون موقع اسم وبلاگم مثل همین آدرس “عاشورائیان” بود. و ایشون وبلاگم رو میشناخت.

بارها و بارها از سال هشتاد و چهار به بعد آقای بوترابی رو در محافل وبلاگی دیدم. آخرین بار که خوب یادمه سال هشتاد و شش بود و ماه مبارک رمضان. خبرگزاری مهر برای نشست فلسطین و جوانان ایرانی منو به منزل یا همون دفتر مهدی کروبی دبیرکل وقت حزب اعتماد ملی برای عکاسی به سعدآباد فرستاده بود. موقع صرف افطاری متوجه حضور آقای بوترابی شدم (همان عکس بالا) . البته ارتباط نزدیک ایشون با جریان دوم خرداد و حزب اعتماد ملی برام عجیب نبود، چون از اینکه همسرشون خانم “اعظم سقطی” عضو ارشد شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و از مؤسسین این حزب بودند رو خبر داشتم.

چی شد که عکس آقای مهندس اموات رو گذاشتم اینجا دلیلش برای اینه که اینروزها توی وبلاگ ایشون و خیلی از سایتها خوندم که پرشین بلاگ داره واگذار میشه!!!

نکات جالبی رو این سالها در مورد پرشین بلاگ باهاش برخورد کردم. کلا سایت پرشین بلاگ وقتی بوجود اومد مهدی بوترابی بعنوان مدیرعامل پرشین بلاگ مطرح شده بود و میدونستیم که چند نفری هم از گردانندگان این سایت هستند و به ایشون کمک میکنند! همون موقع ها بود شنیدیم که در اصل خرداد سال هشتاد و یک “عطا خلیقی سیگارودی، بهرنگ فولادی، و سهند قانون” نخستین پایه گذاران پرشین بلاگ بودند و بعد از اونها به چه دلیلی پرشین بلاگ رو به مهدی بوترابی و تیمش واگذار کردند معلوم نیست؟!! یکی دیگر از کارهای پرشین بلاگ توی این سالها پشتیبانی و راه اندازی سایتهای وابسته به پرشین بلاگ، راه اندازی و پشتیبانی سایت های حزب اعتماد ملی، روزنامه ارگان این حزب و …. بود و جالب اینکه همسر آقای بوترابی مسئول این سایتها بودند. جالبتر اینه که بیکدفعه دیدیم پرشین بلاگ اومد و اعضای تیمش رو تغییر داد و خانم انسیه پولادزاده رو بعنوان مدیر سایت پرشین بلاگ معرفی کرد. البته عیبی نداره آقای مهندس اموات مدیرکل و مدیرعامل باشند و مدیریت سوری و اجرایی یک سایت رو دست دیگری بسپرند! اما این نکته خیلی حائز اهمیته که بعد از چند سال از فعالیت شرکت آریا گستر (گروه سایتهای پرشین بلاگ) یکدفعه در پائین سایت پرشین بلاگ با نام جدید “شرکت آریاموج ایده پرداز” مواجه بشیم!!!!! خیلی قشنگ و باحاله که همون اعضای آریاگستر و پرشین بلاگ سابق همین اعضای شرکت جدیدالتأسیس هستند!

حالا خیلی قابل توجه است که عمو مهندس اموات ما تصمیم گرفته پرشین بلاگ رو بفروشه! و به مزایده بگذاره! کجا؟ توی وبلاگش نوشته و توی چندتا رسانه هم پخش شده:

«پرشین بلاگ در نهمین سال فعالیت خویش و به منظور تضمین بیشتر و گسترش فعالیتهایش در جامعه مجازی و اینترنت از طریق پیشنهاد و مذاکره به علاقه مندان واجد شرایط واگذار می شود. اشخاص حقیقی و حقوقی می توانند ضمن معرفی خویش و فعالیتهای شان در جامعه مجازی، پیشنهاد خود را به صورت همزمان به دو آدرس الکترونیکی:

mehdi@persianblog.ir،mehdiboutorabi@yahoo.com ارسال فرمایند که در صورت موافقت اولیه، برای مذاکره دعوت خواهند شد.»

حالا واقعاً مشخص نیست  مهدی بوترابی که نه بعنوان مدیرعامل، نه عضو هیئت مدیره و نه بازرس، نقشی در مالکیت پرشین بلاگ نداره و مدیریت اون رو دو سال پیش به پولادزاده واگذار کرده، چطوری قصد داره به عنوان مالک پرشین بلاگ، این سرویس دهنده وبلاگ فارسی با شمار زیادی کاربر رو بفروشه؟؟؟؟!!!!

راستی آقای بوترابی از حزب اعتماد ملی چه خبر؟ با وقایع سیاسی که در کشور رخ داده بکدوم طرف کشیده شدی؟ شما هم اصرار به تقلب داری؟ شما هم هنوز معتقدی که نفر پنجم انتخابات یا آخرین نخست وزیر ج.ا.ا باید رئیس جمهور میشد؟ نظرت چیه؟

بالاخره شما مدیرعاملی یا خانم پولادزاده؟ اسم عوض کردن برای چیه؟ تغییر نام شرکت چی؟ دُم خروس رو باور کنیم یا قسم حضرت عباس رو؟ نکنه ما رو به بازی گرفتین؟

آقای بوترابی کلاً از یه چیزیتون خوشم میاد اونم اینه که سعه صدر دارید و مثل بعضیها تا بهتون تاختن و یا حتی تهمت زدن سریع وبلاگ طرف رو مسدود نمیکنید! ایولا

یا حق

مربوطه به : وبلاگستان

کلمات کلیدی: , ,

  1. احمد می‌گه:

    سلام.
    واقعا تهمت زدن و تولید شک کار آسونیه. به هیچ زحمت خاصی هم نیاز نداره. همین الان تصمیم بگیرید بی دلیل به یک نفر شک کنید خواهید دید که میتونید با استفاده از جهل و نادانی خودتون به هر کس تهمت بزنید و چون اطلاعاتی ندارید به راحتی میتونید بهتان ببندید و پیش خودتون با چشم بسته حساب طرف رو تمام شده و اون رو محکوم فرض کنید و هر جرم مرتکب نشده ای رو بهش نسبت بدید. اما برادر من…
    واقعا چرا نویسنده محترم و مسلمان! مطلب فوق باید چنین مطالبی رو بدون تحقیق بنویسه؟ گویا ایشون دوره بازجویی و استنطاق رو هم قبلا جایی گذروندن و یا مدعی العموم هستند که در انتهای مطلب خود تند و تند میپرسند: *راستی آقای بوترابی از حزب اعتماد ملی چه خبر؟ با وقایع سیاسی که در کشور رخ داده بکدوم طرف کشیده شدی؟ شما هم اصرار به تقلب داری؟ شما هم هنوز معتقدی که نفر پنجم انتخابات یا آخرین نخست وزیر ج.ا.ا باید رئیس جمهور میشد؟ نظرت چیه؟

    بالاخره شما مدیرعاملی یا خانم پولادزاده؟ اسم عوض کردن برای چیه؟ تغییر نام شرکت چی؟ دُم خروس رو باور کنیم یا قسم حضرت عباس رو؟ نکنه ما رو به بازی گرفتین؟
    *
    اینکه یک نفر بخواهد شرکت یا کارخانه یا مایملک خودش را بفروشد به کسب اجازه و توضیح از چنین اشخاصی که اسم خودشان را مسلمان! گذاشته اند نیاز دارد؟ یا مثلا آقای گودرزی و شقایق خانم چه ربطی نسبت به هم دیگر میتوانند داشته باشند؟
    اگر نویسنده محترم از قدیمی های پرشین بلاگ بود و یا حداقل قصد تحقیق قبل از تهمت و بهتان را داشت میدانست که تیم قبلی پرشین بلاگ شامل (عطا خلیقی و بهرنگ فولادی و رضا هاشمی و سهند قانون که آن اوایل گذاشت رفت) بر اثر فشارهای مالی و نبود اسپانسر و زیان دهی پرشین بلاگ به ناچار آن را به شرکت آریاگستر و آقای بوترابی فروختند. به طوری که قیمت فروش آن هم اعلام شد و پرشین بلاگ جدید با ۶۰ میلیون تومان ارزش شروع به کار کرد. و اگر نویسنده مسلمان این مطلب آن موقع در پرشین بلاگ وبلاگ داشته باید بداند که آن اواخر سرور پرشین بلاگ چقدر شلوغ و کند شده بود و تیم اولیه آن توانایی مالی برای خرید یا اجاره سرورهای جدید را نداشتند! اما خب، بر طبق روال معمول و فعلی ایشان هم بر مصداق دیگر داعیه داران اسلام و اخلاق و پایبندی به اصول!، مجهولات خودشان را با توهم و بهتان زدن و تهمت پر کرده اند. خب لابد هر کی در احزاب آن طرفی باشد یا دزد است یا عامل بیگانه ! و هر کی در اردوگاه این طرفی است دستش پاک است و عامل ولایت!
    من طرفدار یا فرد نزدیک آقای بوترابی نیستم اما دیدن این ناحقی ها و دروغ گویی ها آن هم به اسم اسلام برایم دشوار آمد. چون خود من از جمله کسانی بودم که بعد از سرقت دامنه پرشین بلاگ آن را گردن خود پرشین بلاگ انداختم اما بعد از کمی تحقیق و جمع آوری مستندات متوجه شدم که سرقت دامنه واقعیست و قصور پرشین بلاگ دادن اخبار متناقض و غرور کاذب شان بود نه اینکه بر خلاف گمان برخی وبلاگ نویسان مثلا مسلمان! خودشان به خودشان ضرر بزنند.

دیدگاه شما :