رابطه قرآن و حدیث
۱۷ فروردین, ۱۳۸۹ | دیدگاهها ۲ |
قرآن و حدیث، دو گوهر گرانبها و دو گنجینه بیپایان و دو دریای بیکراناند. رسول اکرم(ص) امت اسلام را به چنگ زدن و همراهی با آن دو دعوت کرد: «انّی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی». گرچه این دو گنج، جدایی بر نمیتابند و در کنار هم، عامل هدایتاند، امّا مصدریت و محوریت از آنِ قرآن است. پیامبر و امامان، میزان سنجش گفتار خویش را قرآن قلمداد کرده و انتساب آنچه را با قرآن نسازد، از خود سلب کردهاند:
خطب النبی صلّی الله علیه و آله بمنی فقال:«أیها الناس ما جاءکم عنی یوافق کتاب الله، فأنا قلته و ما جاءکم یخالف کتابالله، فلم أقله».۱
عن أبی عبدالله علیه السّلام قال: «ما لمیوافق من الحدیث القرآن، فهو زخرف.»۲
با این همه، تاریخ قرآن و حدیث و گذشته آن، دردآور است. در برههای از تاریخ، نظریة «کتاب خدا ما را بس است» غلبه یافت و عترت و سنت کنار نهاده شدند؛ کتابت حدیث، ممنوع و از جانشینی عترت جلوگیری به عمل آمد که این ضایعهای جبرانناپذیر بود. از سوی دیگر، برخی تنها حدیث را برگرفتند و به مهجوریت قرآن دامن زدند و تا آنجا پیش رفتند که ظهور قرآن را بدون حدیث حجت ندانسته،۳ کنارهگیری از قرآن و روی آوردن به حدیث را عاقبت به خیری تلقی کردند۴ و نیز تا بدان جا کشیده شد که تفسیر قرآن کریم، ذبح علمی شمرده شد۵ و تخصص در علوم اسلامی، به ویژه فقه بدون فراگیری آیهای از قرآن، میسور گشت!۶ شکل گیری نحلهای با عنوان «أهل الأخبار»۷ یا «اخباریگری» حکایت از این دارد.
علامه طباطبایی در تفسیر ارزشمند خود، پس از نگاهی دردآلود به این گذشته اسفبار میگوید: «… اهل سنت، کتاب را گرفتند و عترت را رها ساختند و درنتیجه قرآن هم کنار نهاده شد؛ زیرا پیامبر(ص) فرمود: «انهما لن یفترقا:قرآن و عترت جدایی ندارند.» و شیعیان، عترت را گرفتند و قرآن را رها کردند و این به ترک عترت انجامید؛ زیرا رسول خدا(ص) فرمود: «انهما لن یفترقا: آن دو از یکدیگر جدا نمیشوند.» فقد ترکت الامّة القرآن و العترة (الکتاب و السنه) معاً: از این رو، امت اسلام، قرآن و عترت و کتاب و سنت را رها ساختند!»۸
امام خمینی(ره) نیز رنج مهجوریت قرآن را چنین بیان کرده است: «… تا آنجا که قرآن کریم که برای رشد جهانیان و نقطة جمع همة مسلمانها بلکه عائله بشری، از مقام شامخ احدیت به کشف تام محمدی(ص) تنزل کرد که بشریت را به آنچه باید برسند، برساند و این ولیدة علم الاسماء را از شر شیاطین و طاغوتها رها سازد و جهان را به قسط و عدل رساند و حکومت را به دست اولیاء الله معصومین ـ علیهم صلواتالاولین و الاخرین ـ بسپارد تا آنان به هر که صلاح بشریت است بسپارند، چنان از صحنه خارج نمودند که گویی نقشی برای هدایت ندارد!»۹
اینک که به اجمال از پیشینه غمآلود جدایی قرآن و سنت سخن رفت و بر همراهی حدیث با قرآن تأکید شد، این پرسش مطرح میشود که: حدیث در جنب قرآن، چه نقشی دارد؟ کدامین گره و عقده قرآن با حدیث باز میشود؟ چرا که از یک سو قرآن خود را نور معرفی کرده و در پرتوافشانی، به غیر خود نیازمند نیست(نساء: ۱۷۴) و از سوی دیگر قرآن بیان(آلعمران: ۱۳۸) و تبیان(نحل:۸۹) است و از روشنگری جز خود بینیاز. و از طرف دیگر جامع است که : «الیوم أکملت لکم دینکم» (مائده ۳)، «لارطب و لا یابس إلّا فی کتاب مبین»(انعام:۵۹)، «ما فرّطنا فی الکتاب من شیء»(انعام:۳۸) و …پس قرآن، نه امری را فروگذار کرده که به حدیث نیاز باشد و نه در بیانش اجمال و ابهام است که روشنگری بطلبد. این پرسشی جدّی است و دغدغة گروهی از محققان بوده و هست.
علامة طباطبایی که در مقدمة تفسیرش بر بینیازی قرآن از غیر خود تأکید ورزیده،۱۰ در کتاب «قرآن در اسلام» با این پرسش، به طور جدی مواجه شده و چنین پاسخ گفته است: آنچه گفته شد، منافات ندارد با این که پیغمبر(ص) و ائمه اهل بیت(ع) عهدهدار بیان جزئیات قوانین و تفاصیل احکام شریعت که از ظواهر قرآن مجید به دست میآید، بودهاند. و همچنین سِمَت معلمی معارف کتاب را داشتهاند؛ چنان که از آیات ذیل در میآید: «و انزلنا إلیک الذکر لتبییّن للناس ما نزل إلیهم».(نحل:۴۴) «و ما اتیکم الرسول فخذوه و مانهیکم عنه فانتهوا».(حشر:۷) «و ما أرسلنا من رسول إلّا لیطاع بأذن الله».(نساء:۶۴) «هو الذی بعث فی الأمیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه».(جمعه:۲)
بر اساس این آیات پیغمبر اکرم (ص) مبیّن جزئیات و تفاصیل شریعت و معلّم الهی قرآن مجید میباشد و به موجب حدیث ثقلین، پیغمبر اکرم(ص) ائمه اهلبیت را در سمتهای نام برده جانشینان خود قرار داده است و این مطلب منافات ندارد با این که دیگران نیز با اعمال سلیقهای که از معلّمین حقیقی یاد گرفتهاند، مراد قرآن مجید را از ظواهر آیاتش بفهمند.»۱۱
علامه در ادامه فرموده است: نتیجة این دو مقدمه این است که در قرآن مجید، برخی از آیات با برخی دیگر تفسیر شود و موقعیت پیغمبر اکرم (ص) و اهلبیت او در برابر قرآن، موقعیت معلّمین معصومی باشد که در تعلیم خود، هرگز خطا نکنند و قهراً تفسیری که آنان کنند با تفسیری که واقعاً از انضمام آیات به همدیگر به دست میآید، مخالف نخواهد بود.۱۲
برخی دیگر از پژوهشگران با عنوان «مجالات خدمة السنة للقرآن» از پنج حوزه خدمت حدیث به قرآن سخن راندهاند:
۱٫ تقریر مضمون قرآن ۲٫ تفسیر مافیالقرآن
۳٫ تخصیص عمومات قرآن ۴٫ بیان موارد نسخ
۵٫ ابداع و بیان احکامی که در قرآن نیست.۱۳
نقش قرآن در وادی تشریع
یکی دیگر از حدیثپژوهان در کتاب «مکانة السنة فی التشریع الاسلامی» نقش قرآن را در وادی تشریع چنین بازگفته است: نصوص سنّت سه دسته است: قسمی از آن مؤیّد احکام قرآن است و در اجمال و تفصیل با قرآن سازگاری دارد؛ مانند احادیث وجوب نماز، زکات، حج و روزه.دستهای دیگر مبین احکام قرآنی است که حاوی تقیید مطلق، تفصیل مجمل و تخصیص عام میباشد؛ مانند روایاتی که احکام مفصل نماز و روزه را بیان داشته است. دسته سوم روایاتی است که بر حکمی دلالت دارد که در قرآن نیست؛ مانند حرمت جمع میان زن و عمهاش، احکام شفعه، رجم زانی محصن و…
در دو دستة اول، نزاعی میان عالمان نیست و در دسته سوم اختلاف نظر است. نویسنده پس از بیان دیدگاهها نسبت به دسته سوم روایات میگوید: هر دو گروه اتفاق نظردارند که احکام تازهای در سنت وجود دارد که در قرآن بدان تصریح نشده است، لکن دستهای آن را استقلال در تشریع میانگارند و گروه دوم آن را به گونهای داخل قرآن میدانند. از این رو نزاع، لفظی است.۱۴ به نظر میرسد بتوان جایگاه سنت را در دینشناسی و خدمت به قرآن در این عرصهها برشمرد:
۱٫ تعلیم شیوة تفسیر قرآن به قرآن
۲٫ تعلیم شیوة استنباط از قرآن
۳٫ تعلیم شیوههای اجرای قوانین و تطبیق شریعت در حوزههای زندگی
۴٫ تبیین معارف بلند قرآنی
۵٫ بیان تأویلات، بطون و مصادیق قرآن (جری و تطبیق)
۶٫ بیان تفاصیل قوانین و احکام قرآنی در حوزة سکونت قرآن
۷٫ بیان موارد نسخ، و مخصص عمومات قرآنی
۸٫ شرح و بسط تاریخ انبیا و امتهای سلف که در قرآن به اجمال بدان اشارت رفته است.
هر یک از این محورها نمونههای بسیار در لابهلای احادیث دارد که از آن صرفنظر شد، چنان که نیازمند شرح و بسط و دقت نظر میباشد. در پایان یادآور میشوم که خارج ساختن حدیث از جایگاهش، خدمتی به ساحت قدسی آن نبوده، که خیانتی نابخشودنی است، و بر قرآن پژوهان و محققان دانش حدیث است که با حراست از مصدریت و محوریت قرآن، در این وادی بکر گام نهند و با اندیشه و فکر، مجالات خدمت سنت به قرآن را به خوبی بنمایانند.
پی نوشتها:
۱ . وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۷۹، ح ۱۵
۲ . همان، ص ۷۸، حکومت ۱۲
۳ . فرائد الاصول، ج ۱، ص ۵۶ ـ ۵۷؛، المیزان ج ۵، ص ۲۹۸
۴ . بحار الانوار، ج ۱، ص ۳
۵ . این تعبیر را برخی عالمان، نسبت به آیتاللهخویی(ره) پس از نگارش «البیان» ابراز داشتند.
۶ . المیزان، ج ۵، ص ۹
۷ . مقدمهای بر فقه شیعه، ص ۴۶
۸ . المیزان، همان
۹ . صحیفه نور، ج ۲۱، ص ۱۷۰٫
۱۰ . المیزان، ج۱، ص۶
۱۱ . قرآن در اسلام، ص ۲۵ و ۲۶
۱۲٫ همان، ۶۰
۱۳ . افعال الرسول و دلالتها علی الأحکام الشرعیة، محمد سلیمان اشقر (چاپ دوم: بیروت، مؤسسه الرسالة، ۱۴۰۸ ق)، ج ۱، ص ۳۴ ـ ۳۶٫
۱۴ . السنة و مکانتها فی التشریع الاسلامی، مصطفی لسباعی، (چاپ چهارم، بیروت،المکتب الاسلامی، ۱۴۰۵ ق)، ص ۳۸۰ و ۳۸۱٫
عناوین مرتبط :
مربوطه به : مذهبی











آیا وقت آن نرسیده است که در کنار هم زنجیره ای پولادین تشکیل دهیم و آن را بر گلوی صیهونیسم و استکبار بپیچیم تا جهان همیشه از شر این موجود نامشروع و پلید نفسی به راحتی بکشد؟
باید همت را مضاعف کنیم تا به هدف نهایی که از بین بردن این لکه سیاه جهانی است برسیم و این حرکت اتفاق نمی افتد مگر با اتحاد و هماهنگی و البته کار مضاعف در حیطه جنگ نرم. لذا از تمامی سایت ها و وبلاگ نویسنان تقاضا می شود اولویت اصلی اقدامات و مطالب خود ( اعم از متن ، تصویر ، کاریکاتور ، طرح ، کلیپ ، شعر و … ) را در این راستا و قضییه ی فلسطین قرار دهند تا با پشتیبانی و همکاری یکدیگر به اهداف مد نظرمان برسیم. ان شالله که از این امتحان و فتنه ی اخیر نیز، با سربلندی خارج شویم
در اولین قدم از تمامی دوستان عزیزی که سایت یا وبلاگ دارند، درخواست می شود این کد را در سایت ها و وبلاگ های خود قرار دهند تا از این طریق بتوانیم با اتحاد بیشتری در این مسیر گام برداریم.
برای مشاهده و دریافت کد به لینک زیر مراجعه کنید:
http://naghdnews.ir/other/sample.html
با تشکر، سایت تحلیلی خبری نقدنیوز
بسم رب الشهدا
دو سال می گذرد از پَر گرفتن دوستانمان . . .
آشنایی با چهارده شهید مظلوم واقعه ی بمب گذاری در کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز که ۲۴ فروردین ۸۷ آسمانی شدند
http://abshar14.blogfa.com/page/shohadaye-rahpouyan1.aspx