حریم معشوق

کدخبر : 7 

HTML clipboard

دستانت را محکم به شبکه های ضریح فرو می بری و دلت را به موج ملکوت می سپاری که بر این سفره ی گسترده

ذن حضورت داده اند ..

فصل ، فصل عجیبی ست. از لبهای انسان ترانه تبسم می بارد.

از چشمهایش شوق پرواز.صدای تپش قلب، آهنگ انتظار را می نوازد.

شبها موج اشکها سرود بندگی می خوانند و هلال رمضان، دلها را بشارت بهشت می دهد.

چه عروج عارفانه ای دست می دهد به قلب کبوتر.

شبها پر از تلاوت است.بنشین و بخوان با نیمه شبهای افتتاح : «اللهم انی افتتح الثنا بحمدک»

آری .. خداوند آغوش گشوده است برای اشکهای تو !

ملائک را آوازخوان فرستاده است تا صلا دهند هر که حاجت دارد.

بیایید .. بیایید .. سیاه و سفید را تفاوتی نیست ..

حال زمان مفهوم دیگری دارد ، ثانیه ها با سکوت حرف می زندد و از ملکوت می گویند.

سحر پر از حس حضور است. ازدحام ملایک و صدای بالهایشان، آدمی را به پرواز فرا می خواند.

خداوند پنجره های سحر را گشوده است تا عارفان با یگانه معشوق عالم نجوا کنند .. ( چه حریمی است این حریم .. ) بقچه های متبرک مفاتیح را بگشایند .. سجاده های سلام را باز کنند و سبد سبد نیاز و تمنا تقدیم دوست کنند.

شهر، شهر عجیبی ست .. ضیافت خانه خدا ، عید اولیاء الله ، گرسنگی و عطش برای معرفت، عطش برای عشق و دوری از آتش…

عجب شهری ست .. بر کویر سینه ها ، ابرهای اجابت می بارد..

خدایا ! چه سرزمین متبرکی ست .. رمضان ؛ چه ارتفاع بلندی دارد این شبهای نورانی، چه لحظه های سبزی دارد این ذکر های بارانی ..

حالا مانده ام که آیا مرا خواهد پذیرفت ؟ حالا که جز اشک چیزی ندارم تا تقدیمش کنم و غیر از آه هیچ در توشه ام نیست ..

دستهایم را محکم بر شبکه های ضریح فرو می برم و دلم را به دریای مهربانی اش می سپارم

عناوین مرتبط :

  1. ربنای یک نوجوان جایگزین ربنای شجریان
  2. تور آنتالیا ویژه ماه مبارک رمضان!
  3. حکم روزه یوم الشک
  4. چرا مهمانی خدا نیامدی؟!
  5. خدایا مرا از مقربان درگاهت قرار ده

مربوطه به : مقاله و گزارش

کلمات کلیدی: , ,

  1. زینب می‌گه:

    چه دلنوشته زیبایی…
    عجیبه که الان دیدم…

دیدگاه شما :